محمد تقي جعفري

384

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بودن صدور كارهاى معين از انسان ، با تكليف كه انسانها بايد آن را با قدرت و آزادى انجام بدهند ، سازگار نيست وچنين جبر و تكليف مخالف عدالت الهى است . ] وخداوند با باعظمتتر از آن است كه در قلمرو سلطه ى او چيزى واقع شود كه خلاف ارادهء او است . اين بيان همان امر بين امرين است كه مىگويد : نيرو و اعضاء و ساير مواد و وسائل كار از خداوند وانتخاب كيفيت صرف نيرو و تصرف در اعضاء ومواد و وسائل كار ، از خود انسان است . 2 - « عن على بن موسى الرضا عليه السلام ، ذكر عنده الجبر والتفويض ، فقال عليه السلام الا اعطيكم فى هذا اصلا لا تختلفون فيه ولا يخاصمكم عليه احد الا كسرتموه قلت : ان رأيت ذلك . فقال ان الله عز وجل لم يطع باكراه و لم يعص بغلبة و لم يهمل العباد فى ملكه ، هو المالك لما ملكهم والقادر على ما اقدرهم عليه فان ائتمروا بمعصيته فشاء أن يحول بينهم و بين ذلك فعل وان لم يحل وفعلوه فليس هو الذى ادخلهم فيه . » ( 1 ) ( در نزد امام رضا عليه السلام بحثى از جبر وتفويض بود ، آن بزرگوار فرمودند : آيا اصلى را به شما در اين مسئله نگويم كه اختلاف را از ميان شما بردارد و هر كس را كه در اين مسئله با شما خصومت بورزد ، مغلوبش كنيد ؟ گفتم اگر صلاح بدانيد بفرماييد . فرمود : خداوند متعال از روى اكراه كسى را به اطاعت خود وادار نمىكند و معصيت بندگان پيروزى بر ارادهء خدا نيست و هيچ يك از بندگانش را در ملك خود مهمل نگذاشته است ، هر چه كه بندگانش مالك هستند ، او مالك بوده وقدرت او ما فوق همهء قدرتهاى بندگان است . پس اگر بندگانش در صدد اطاعتش بر آيند ، خداوند از اطاعت آنان جلو گيرى

--> ( 1 ) مصابيح الانوار ، ص 151 نقل از عيون اخبار الرضا وتوحيد ، صدوق . .